![]() |
![]() |
|
| هی فلانی ! زندگی شاید همین باشد ... |
|
امروز بالاخره من آخرین امتحان دوره کارشناسی رو دادم،رفت پی کارش. بالاخره ماراتن مهندسی گرفتنم داره به کیلومترای آخرش نزدیک میشه.واقعا احساس خوبی دارم ( البته اینو بگم که این نصف احساس خوبمه ، چون بعد از امتحان تمام شادیمو تقسیم کردم ـ بالتبع با اونی که زندگیمو باهاش تقسیم کردم ـ **) البته وقتی یادم میفته که بعدش باید برم سربازی (دور کلام قرمزی ) حالم به هم میخوره .
از وقتی شنیدم که این قانون سرباز گیری عمومی رو مشروطه خواه ها گذاشتن تو دامن ما از مشروطه هم حالم به هم میخوره ، آخه مگه آدم چند بار به دنیا میاد یا اینکه چند بار دوره خوش جوونی واسش تکرار میشه ( تا دیروز که بچه بودیم و چیزی از زندگی نمی فهمیدیم از فردا هم که زیر آوار مشکلات له میشیم ) و حالا همین دوره کوتاه خوشی رو هم باید تو سرباز خونه های کثیف و درب و داغون و بدبو بگذرونیم ( تازه میگن از اول ۸۶ سربازی میشه دو سال تمام )
نمیدونم اینایی که میگن" خدمت نظام وظیفه عبادت است" خودشون سربازی رفتن یا نه؟ اما دلم میخواد لا اقل برن ببینن تو سربازخونه ها چه خبره ، یه نگاهی به آمار مصرف سیگار و سایر مواد مخدر تو سرباز خونه و یا بین سربازا بندازن ، یا بحرانای عاطفی به وجود اومده علی الخصوص واسه ۱۸ ، ۱۹ ساله ها رو بررسی کنن و بدتر از همه آمار همجنس بازی رو ( که البته این آخری تو اکثر مکانهای نظامی هست ) ببینن و خیلی چیزای دیگه و بعد ببینم باز هم به این منجلابی که جوونا رو توش گرفتار کردن میگن "عبادت " یا نه؟ ------------------------------------------------------------------------------------------------------------- **. اگه فکر کردین که وقتی کسی زندگیشو با یه نفر دیگه تقسیم میکنه عمرش نصف میشه : باید بگم کاملا درست فکر کردین!!!! |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه پنجم تیر 1385ساعت 8:48 توسط مهدی |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
آرى ، آری ، زندگی زیباست ! زندگی آتشگهی دیرینه پابرجاست ، گر بیفروزیش رقص شعله اش از هر کران پیداست ، ورنه خاموشست و خاموشی گناه ماست ....
من مهدی، فارغ التحصیل مکانیک - طراحی جامداتم . |
| نوشته های پیشین |
|
بهمن 1385 دی 1385 آذر 1385 آبان 1385 شهریور 1385 مرداد 1385 تیر 1385 خرداد 1385 اردیبهشت 1385 فروردین 1385 |
| آرشیو موضوعی |
|
سینما |
|
RSS
افراد آنلاین: نفر |