![]() |
![]() |
|
| هی فلانی ! زندگی شاید همین باشد ... |
اگر روزی رسم بر چرخ گردون از او پرسم که این چون است و آن چون یکی را داده ای صد گونه نعمت یکی را نان جو آلوده در خون همین روزا جشن عاطفه هاست . جشن یا فستیوالی برای کمک به افراد مستمند و فقیر . کاری به اظهار نظرای کمونیستی راجع به بخشش ندارم . مهم نیست که بخشش یه واکنش عالی از فطرت خداجوی انسانیه یا اینکه ارضا کننده خودخواهی انسانها . چیزی که مهمه اینه که همیشه تو همه جوامع بشری افراد فقیر بودن . حتما این روزا تو تلویزیون تصویر خیلیاشونو دیدین و بالتبع تو خیابونا خیلی بیشتر و مطمئنا می دونین که با صد تا از این فستیوالها هم نمی تونیم اونا رو نجات بدیم . حالا بیاین یه جور دیگه نگاه کنیم . کشور ما همیشه تو کمکهای انسان دوستانه ! حرف اول رو زده . ما در آن واحد به لبنان - فلسطین - عراق - افغانستان - سوریه - چچن - بورکینافاسوی جهان خوار و ... کمک می کنیم . به عبارت بهتر یه خار کوچولو رو تو چشم دیگران می بینیم ولی یه تنه درخت رو تو چشم خودمون نمی بینیم . تموم اینا رو بذارین کنار هزینه مدرسه و دانشگاه و کرایه خونه و خرج خورد و خوراک و لباس و ... و در کل خرج زندگی . زندگی کردن تو این دوره زمونه واقعا سخته ! چند وقت پیش تو یه روزنامه نوشته بود که خط فقر تو ترکیه واسه یه خونواده چهار نفری هزار و چهارصد دلار تعریف شده . فقط کافیه یه نگاه به فیش حقوقی پدر و مادرتون یا خودتون بندازین تا ببینین چقدر زیر خط فقریم . این در حالیه که ترکیه اونقدرها هم کشور پر درآمدی نیست . یه مقایسه دیگه هم بین قیمت خونه تو نیویورک و تهران شده بود . می دونین نتیجه چی بود ؟ تو نیویورک یه خونه معمولی تو مرکز شهر صد تا صد و پنجاه هزار دلار قیمت داره تقریبا برابر یه خونه معمولی تو مرکز شهر تهران . ولی حتما تفاوت دستمزدها رو تو این دوتا کشور می دونین . میدونم که ما انقلاب کردیم و بعد هم هشت سال جنگیدیم . به دلایل طولانی شدن جنگ هم کار ندارم . به هر حال چیزیه که اتفاق افتاده . ولی دیگه خیلی از اون موقع میگذره و این در حالیه که الان نفت خیلی گرونه . دیگه وقتش شده که وضع ما خوب شه . ولی همش هم این نیست . همش تقصیر دولت و سوء مدیریت نیست . بیاین از پایین به بالا نگاه کنیم . یه زمانی فرزند سرمایه یک خونواده بود به خصوص پسر ( با عرض معذرت از فمنیستای عزیز ) بچه یعنی نیروی کار و کار یعنی درآمد و در آمد یعنی حق ادامه حیات . ولی حالا چطور ؟ فکر میکنم تا حدود زیادی وضع عوض شده . بچه یعنی خرج - یعنی مراقبت - یعنی سوهان عمر . واقعا همینطوره ، جمعیت زیاد یعنی بدبختی . در حال حاضر باید چاره ای پیدا بشه تا این رشد جمعیت افسار گسیخته ایران رو کم کنه . دیگه وضع طوری شده که دوتا بچه هم زیاده و این در حالیه که می بینیم یه خونواده کم در آمد چهار تا یا پنج تا بچه دارن و به فکر یکی دیگه هم هستن . خوب فکر میکنم این از عدم آگاهی باشه و البته با توجه به تعداد روزنامه خونا و سطح روزنامه هامون چندان هم عجیب نیست . ما یک کشور جهان سومی هستیم ، نمیخوام مایوستون کنم . فقط کافیه کمی واقع بین باشیم . باید یه فکر اساسی واسه بالا بردن سطح آگاهی و در ادامه در آمد جامعه کرد . فکر کنم ارائه یه درس یه واحدی به نام تنظیم خانواده اونم در سطح دانشگاه چندان کارآیی نداشته باشه . بهتره تابوها و سانسورا رو بذاریم کنار راجع به بعضی چیزا باید حرف زد . اونم با همه مردم نه فقط با دانشجوها .
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیست و دوم شهریور 1385ساعت 2:15 توسط مهدی |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
آرى ، آری ، زندگی زیباست ! زندگی آتشگهی دیرینه پابرجاست ، گر بیفروزیش رقص شعله اش از هر کران پیداست ، ورنه خاموشست و خاموشی گناه ماست ....
من مهدی، فارغ التحصیل مکانیک - طراحی جامداتم . |
| نوشته های پیشین |
|
بهمن 1385 دی 1385 آذر 1385 آبان 1385 شهریور 1385 مرداد 1385 تیر 1385 خرداد 1385 اردیبهشت 1385 فروردین 1385 |
| آرشیو موضوعی |
|
سینما |
|
RSS
افراد آنلاین: نفر |